تبليغاتX
خلوت شعر من

هرمنوتیک " شطرنج " !
تاريخ: سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387 ساعت :20:25

شطرنج

وزیر سوخته / سرباز و حرکتی ساده
" دوباره حضرت حاکم به کیش تن داده "
بمات ! / یواشتر / یه کمی تحمل کن
کسی که می زنی اش سالهاست افتاده
سیاه می شوم از مهره ای که دیر رسید
سیاه می شود از امتداد یک جاده
و شاهِ بی ملکه / کجا/ فرار/ کجا ؟
به سمت کشتی امنی که پشت این بادِ
مچاله سمت زنی می روم/ شبیهِ سگی
که می کشید خودش را به توله ی ماده
و بو کشید زنی را که خوب می دانست
عروس حجله ي تابوتِ تازه دامادِ
مرا ببند / عروسم / ببند محکمتر
ببند شاه خودت را به میل / قلاده
مرا بساز ، بسوزم ، بمات ، خردم کن
مرا بریز/ مثل یاس / روی سجاده
همیشه مات شده/ پادشاه ِ هجده قرن
بدون بی بی تو / بی وزیر... شهزاده


ميثاق ، 3 شهريور 1387 خورشيدي

درود . ايام تعطيل را توي هواي مشهد ب‍ٌر خوردم . توي هواي بزم و شعر، بين بچه هاي كوچه ي غزل ..  دست مريزاد .. خوش گذشت ... گرچه توي قهوه ي تلخم فال چندان خوشي نبود اما انگاري توي تفعل شعر ، خوشي را بدون توقع به آدمي مي دهند . باز هم آفرين ... آفرين به آنها كه آمدند ، آفرين به آنها كه از دور همسفره ي غزل بودند و آنهايي كه با دلخوشي پاي رفتنمان شدند ... دست مريزاد

***

سرانجام دفتر دو گانه ي  " كاتيوشا " به ارشاد مي رود . نمي دانم سرانجامش چيست اما  اميدوارم حكمش همان حكم " آب " و " هاون " معروف نباشد . خبر كامل را در ايسنا بخوانيد

***

شعر " هرمنوتيك " متعلق به همان روزهاي سفر بود . احتيا طا آنجا نخواندمش . چرك نويسها را آوردم تا در خلوت خانگي بازنويسي اش كنم ... اين سوغاتي كوچك از كوچه باغ غزل تقديم به همدلان غزل گريه ، تقديم به روح غزل ...

كمي شبيه بازي آنتيك عاشق شد

شبي كنار غزلهاي شيك عاشق شد

كسي كه قلب هزاران پرنده را تركاند

فقط به حرمت يك جيك / جيك عاشق شد

خودش هميشه ورق باز شاه / بيبي بود

كسي كه پشت برگه ي دل / پيك عاشق شد

دوباره دور شد از دوري هميشگي اش

كمي به حدّ بازه ي نزديك عاشق شد

كنار قافيه هاي جديد با مد روز

به رنگ قرمز ماتيك عاشق شد

شبيه بازي متني / درون حاشيه رفت

خلاصه اينكه / هِر/ منو تيك عاشق شد

نوشته شده توسط میثاق بنی مهد | موضوع: | لينک ثابت |