تبليغاتX
خلوت شعر من

روزهای دور از قلم !!
تاريخ: چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386 ساعت :14:44

 متاسفانه این روزها به صورت عجیب و غریبی درگیر کار گِل و روزمرگی هستم و فعلا وقتی نیست برای نقش دل و غزل نوشت . البته کاملا هم از نگار قلم دور نیستم ، گوش و کنار، گهگاه می نویسم و نقش می زنم ، مساله تنها این است که دیگر وقتی نیست برای شرح و بسط ارادت و تازه کردن دیدار با دوستان و رفقای شاعرانه گی ام . به هر حال امیدوارم طی روزهای آینده اندک فرصتی پیدا شود تا احتمالا در انجمن شعر دوستان حضور یابم و در آن خانه دیدارها را تازه کنم . اما قبل از آن لازم است  از تمامی دوستانی که طی این مدت به نوعی در یاد و احوال پرس من بودند تشکر کنم . از استاد حائری سپاسگزارم که در این مدت مشفقانه صندلی بنده را در انجمن خالی گذاشت تا مبادا نامم زیر گرد غیبت اجباری ام گم شود . در غیبتم استاد دو شعر جدیدم را به نمایندگی از من در انجمن خواند و یادم را همچنان تازه نگهداشت ، در جمع نبودم اما ، در شب شعر دوستان به همت استاد عزیز ، حضور و جلوه ام از دست نرفت . از عمق جان سپاسگزارم برای این محبت شیرین . از صابر عزیز متشکرم که در این ورطه ی کار و بیگار ، همیشه احوال پرسم بود و واقعا صدایش گرما بخش بود . روزی با گل و شیرینی به دکان روزمرگی ام آمد و دیگر روزها نیز دورادور هوای دوستش را داشت . از احمد زاهدی لنگرودی متشکرم ، رفیق عزیزی که هنوز شکلاتهای شیرینش را در قندان نگاه داشته ام ، من که ذاتا قند خور نبودم اما این رفیق عزیز با حلاوت شکلاتهایش دوباره بنده را به شکست رژیم غذایی معهود فرا خواند . از سپیده افروزیان سپاسگزارم برای هدیه کردن یک شعر نابش به من ، خیلی خوشحال شدم که عاقبت سپیده کلک شعر هایکو را کند و برای یکبار هم که شده خواست فرم کلاسیک را بیازماید و واقعا که استعدادش را هم داشت .   از ابراهیم پور باقر عزیز متشکرم ، گرچه نامرد به ما سرکی نزد ، اما خوب ، این رفیق همپا جای خود را دارد ، زنگی زد و احوال پرس دل ما بود . از امین منصوری پایه ی سوم سلاچنگ پیشین هم متشکرم . گر چه نمی دانم کجاست و در چه حال است . گهگاه در تنهایی غریب به یادش هستم . و دیگران و دیگران که به گونه ای این تنهایی رذل را با حضور شیرین خویش گرم کردند و دلم را خوش کردند به این که هنوز رفاقت و دوستی محلی در دل دارد و جایی در زمانه .

و اما دو خبر :

اول اینکه احتمالا به زودی کارم را در نشریه رودکی از سر می گیرم

و دیگر اینکه دو شنبه ی هفته ی آتی در برنامه " اندیشه های روبه رو " در " استودیوی رادیو سراسری  گفتگو " حضور پیدا می کنم و در باب کتاب " در را ببند ... "  با شنوندگان رادیو سخن می گویم .

رادیو گفتگو را می توانید به صورت 24 ساعته در fm  رادیوی خانگی گوش کنید ، فکر کنم در کنار رادیو جوان این رادیو پر مخاطب ترین رادیو در عرصه ی رسانه های داخلی درون مرز باشد . ساعت شروع برنامه 10:45 دقیقه ی دوشنبه شب است . احتمالا نسخه ی صوتی برنامه را پس از پخش در وبلاگ می گذارم .

***

و دیگر ... فعلا بدرود      

نوشته شده توسط میثاق بنی مهد | موضوع: | لينک ثابت |
تمام آرزویم
تاريخ: سه شنبه پانزدهم آبان 1386 ساعت :1:15

یه شب بود ُ شاید دور ُ با Flying خوابیدم ، تا صبح فقط خواب پرواز بود و ...

started a search to no avail
a light that shines behind the veil trying to find it
and all around us everywhere
is all that we could ever share if only we could see it
feel there's truth that's beyond me
life ever changing weaving destiny
and it feels like i'm flying above you
dream that i'm dying to find the truth
seems like your trying to bring me down
back down to earth back down to earth
layers of dust and yesterdays
shadows fading in the haze of what i couldn't say
and though i said my hands were tied
times have changed and now i find i'm free for the first time
feel so close to everything now
strange how life makes sense in time now
and it feels like i'm flying above you
dream that i'm dying to find the truth
seems like your trying to bring me down
back down to earth back down to earth
back down to earth back down to earth x2  

نوشته شده توسط میثاق بنی مهد | موضوع: | لينک ثابت |
تاريخ: شنبه دوازدهم آبان 1386 ساعت :0:36
میثاق

سلام

خداحافظ

خداحافظ

 

نوشته شده توسط میثاق بنی مهد | موضوع: | لينک ثابت |